محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

291

مجمع الانساب ( فارسى )

المرثيه فغان ز عربده و دور اين سپهر روان * فغان ز شعبده و جور دهر بىسامان چه بازى است كه آورد چرخ حيلت‌گر * چه مهره بود كه در طاس چرخ شد غلتان روا بود كه بنالم چو رعد در دىماه * روا بود كه بگريم چو ابر در نيسان سزد كه پاره كنم جان و دل چو جامه و تن * ز سوز ماتم و اندوه مرگ شاه جهان چراغ دودهء چنگز علاء دين خداى * خدايگان زمان و زمين بهادر خان جهان خداى جوانبخت شاه هفت اقليم * مدار مركز شاهى پناه عالميان دريغ شاه جهان‌بخش بو سعيد سعيد * كه شد ز مسند شاهى به زير خاك نهان سه‌شنبه سيزدهم روز از ربيع دوم * به سال هفتصد و سى و شش به حكم قران موافق آمده با سال سى و پنجم از آنك * نهاد مبدأ و تاريخ عم او غازان گذشته مدت شش روز از مه اسفند * كه بود سال خراجى به زعم پارسيان ز تخت بخت روان شد به تختهء تابوت * روان به مركز اصلى سپرد روح و روان دريغ از آن تن و اندام نازنين به لحد * دريغ از آن رخ چون مه به خاك ره پنهان دريغ و حسرت از آن لطف و طبع موزونش * كه بود منبع اكرام و معدن احسان